تماس با ما

فید خبر خوان

نقشه سایت

گروه آموزشی سیستم های مدیریت کیفیت سینا

با ارائه فایل ها و پاورپوینت های آموزشی متنوع در زمینه پیاده سازی و آموزش سیستم های مدیریت کیفیت ایزو در خدمت شما عزیزان هستیم. امیدواریم با ارائه نظرات ارزشمندتان ما را در این راه همراه باشید با سپاس فراوان گروه آموزشی سینا


اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.

ایجاد وب سایت یا
فروشگاه حرفه ای رایگان

دسته بندی سایت

پر فروش ترین های فورکیا


برچسب های مهم

پیوند ها

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 13
  • بازدید دیروز : 19
  • بازدید کل : 10057

تفاوت میان مدیریت و رهبری


نسبت میان مدیریت و رھبری
بحث مقاله راجع به رھبری و مدیریت در اسلام و غرب است، در قانون
اساسی جمھوری اسلامی ایران مدیریت به عنوان یكی از ویژگیھای رھبر
ذكر شده است در حالیكه در مدیریت فعلی ما رھبری یكی از خصوصیاتی
است كه مدیر باید داشته باشد. در تعریف رھبری و مدیریت میتوان
گفت؛ رھبری اثرگذاری بر رفتار خود و دیگران است و مدیریت ایجاد كالبد
یا ساختار سازمان است، به عبارتی سازمان دو بعد دارد یك بعد جسمی
كه با وظایف مدیریتی سر و كار دارد و بعد روحی كه به مسائل روح
سازمان میپردازد. سؤال این است كه چرا در اسلام رھبری اصل، مدیریت فرع و در نظام غرب مدیریت اصل، رھبری فرع است. در
اینجاست كه راه اسلام و غرب در مدیریت و رھبری جدا میشود.
در این مقاله موضوع تولید و محور بودن آن در غرب و نحوه برخورد با انسان در فرایند افزایش بھرهوری مطرح گردیده است، از طرفی
بینش اسلام در ارتباط با رشد و تعالی انسان و سازمان مورد اشاره واقع شده و ھمگام بودن نحوه اداره سازمانھای امروزی ما در
راستای بینش غربی به عنوان یك مشكل مطرح گردیده است، به عبارتی در جامعه امروزی ما نیز مدیریت اصل و رھبری فرع است كه
باید دگرگون شود.
در متون مدیریتی كه در حال حاضر در دسترس ماست، وظایف یا تواناییھایی را برای مدیر برشمردهاند كه چند تا از آنھا مورد توافق
اكثریت است؛ از جمله: توانایی برنامه ریزی، توانایی سازماندھی، توانایی تأمین منابع انسانی، توانایی رھبری و توانایی كنترل و
نظارت. البته تواناییھای دیگری ھم ھست مثل ابداع و نوع آوری و ... كه اتفاق نظر درباره آنھا نیست. معمولاً تمام كتابھای مدیریت بر
اساساین پنج وظیفه، و پنج توانایی تقسیم بندی شده است.
یكی از ویژگیھایی كه برای رھبر در قانون اساسی جمھوری اسلامی ذكر شده، توان مدیریتی است و مدیریت از خصوصیات و صفاتی
است كه رھبر باید داشته باشد. در مدیریتی كه ما اكنون در دست داریم و به آن عمل میكنیم، رھبری یكی از خصوصیاتی است كه
مدیر باید داشته باشد در حالیكه مدیریت در قانون اساسی یكی از خصوصیاتی است كه رھبر باید داشته باشد و اصولا فًرقش
چیست. آیا اصلاً فرقی میكند و یا امری تصادفی است؟.
در حقیقت اینكه مدیریت، اصل باشد یا فرع، زیر مجموعه باشد یا مجموعه، عام باشد یا خاص، دعوایی است كه ما با غرب داریم. اصلاً كلّ دعوای اسلام با جھان كفر در ھمین است ابتدا تعریفی از رھبری و مدیریت ارائه میشود تا ادراك مشتركی حاصل گردد.
آخرین و خلاصهترین تعریفی كه از رھبری میشود، اثر گذاری بر رفتار است؛ اثرگذاری بر رفتار چه كسی، فرق نمیكند. از رفتار خود
فرد شروع، و به دیگران ھم ختم میشود؛ به عبارت دیگر اگر كسی توان اثر گذاری در رفتار خود را نداشته باشد رھبری خودش را ھم
در دست ندارد و این تعریف تمام رھبریھا را در تمام سطوح در بر میگیرد.
مدیریت در واقع ایجاد كالبد یا ساختاری برای سازمان است؛ یعنی تمام فعالیتھایی كه به تشكیل كالبد سازمانی منجر میشود از
مقوله وظایف مدیریتی است؛ مثلاً اگر انسان را در نظر بگیریم كه دو بعد جسمانی و روحانی دارد، میتوانیم بگوییم پرداختن به جسم
انسان كار مدیریتی است و پرداختن به مسائل روحی انسان، كه در نھایت اثر گذاری بر رفتار خواھد شد، كار رھبری است؛ مثال دیگر، خداوند كه انسان را آفرید اوّل جسم او را از گل آفرید و بعد روح در او دمید. آن قسمت اول را میتوانیم بگوییم كار مدیریتی و قسمت دوم را میتوانیم بگوییم كار رھبری است. پس زمانی كه ما با یك سازمان روبرو ھستیم در این سازمان، قالبی ھست و روحی؛ پرداختن به قالب سازمان از سنخ وظایف مدیریتی، و پرداختن به روح سازمان از سنخ وظایف و كارھای رھبری است. مشكلاتی كه امروز در سازمانھا وجود دارد نه به دلیل ضعف در تواناییھای مدیریتی است بلكه بیشتر به دلیل ضعف در تواناییھای رھبری است مثلاً شما مدارس را در نظر بگیرید. دبیرستان، دبستان یا ھر مدرسه دیگری، اینھا برنامه دارند؛ كلاس تشكیل میشود؛ حضور و غیاب میشود؛ امتحان ھست؛ تمام وظایف مدیریتی انجام میگیرد اما آن چیزی كه وجود ندارد این است كه این دانشآموز انگیزه درس خواندن دارد یا معلم انگیزه درس دادن دارد یا خیر، یا اگر شما سازمانھای ما را در نظر بگیرید، اینھا كمبود برنامه و سازمان و تشكیلات و میز و صندلی و كارت حضور و غیاب و كنترل و نظارت و ... ندارند؛ اینھا كامل است. شما به ھر سازمانی مراجعه بكنید میبینید اینھا ھست، اما آنچه كه وجود ندارد انگیزه كار كردن است و این برمیگردد به بحث رھبری و ضعف رھبری. سازمان، مثل انسان دو بعد دارد.: بعد جسمی و بعد روحی. پرداختن به ابعاد جسمی سازمان، كارھای مدیریتی و پرداختن به روح سازمان و مسائل روحی سازمان، كار رھبری است.
با توجه به این دو تعریف ببینیم كه چرا در اسلام رھبری اصل است و مدیریت زیر مجموعه و یا فرع و در نظام غرب، مدیریت اصل است
و رھبری زیر مجموعه و فرع و اصلاً آیا فرق میكند؛ چون ھر دو به این دو قسمت توجه كردهاند، یعنی در غرب ھم رھبری داریم، یعنی
به انسان باید توجه بشود. اما اینكه این اصل یا فرع باشد، آیا تفاوت ایجاد میكند. اینجاست كه راه ما از راه غرب در مدیریت و رھبری
جدا میشود. در غرب، مدیریت اصل است به این دلیل كه پرداختن به جسم و ابعاد مادی سازمان برای توسعه مادی مورد توجه بوده
است؛ به عبارت دیگر برای اینكه تولید سازمانھا و واحدھای صنعتی بعد از انقلاب صنعتی افزایش پیدا كند یا در اصطلاحی كه ما امروز
یا خردگرایی بر سازمان حاكم باشد، دنبال این rationality آن را به كار میبریم بھرهوری و كارآیی زیاد شود و یا در اصطلاح آن زمان
بودند كه ما چكار كنیم كه تولید افزایش پیدا كند. نظریهپردازانی كه اولین نظریهھا را دادند پایهھای مدیریت را به شكل امروز شكل
دادند و بیشتر ھم مھندسانی بودند كه در كارخانهھا كار میكردند. تیلور مھندس بود، فایول مھندس بود؛ ماكس وبر جامعه شناسبود
كه او ھم باز به ابعاد جسمی و مادی سازمان اشاره میكند. با این ھدف كه ما چگونه این جسم را یعنی سازمان را طراحی كنیم،
بسازیم، شكل بدھیم روابطش را تنظیم كنیم كه به تولید بیشتر برسیم كه نام چنین سازمانی را بوروكراسی مینھند.
تمام نظریهھای مدیریت بعد از انقلاب صنعتی، یعنی مدیریتی كه به شكل مدون امروز آن را به عنوان دانش در اختیار داریم، برای

پاسخگویی به این سؤال مطرح شد و بالاتر اینكه ھدف از مدیریت چیست و چرا ضروری است یا دانش مدیریت برای چیست پاسخ
داده شده برای افزایش بھرهوری است؛ یعنی چه؟ یعنی ما یك سازمان را میدھیم به دست فردی كه دانش مدیریت نمیداند. این
فرد میتواند آن را اداره كند و آن یكی ھم كه مدیریت خوانده میتواند اداره كند. فرق آنھا در این است كه فردی كه مجھز به دانش
مدیریت است بھرهوریش بیشتر است؛ تولیدش بیشتر است؛ از روشھای مدیریت میتواند استفاده كند. فرقش در این است. اصلاً
پیدایش دانش مدیریت برای افزایش بھرهوری و تولید است. لذا در غرب این دانش را بهكار بردند و به ھدف ھم رسیدند؛ یعنی اینكه
تولید اضافه شد؛ در كارآیی و بھرهوری نقش داشت. لذا در ھرجا بھرهوری كم است به علّت ضعف مدیریت است.
در این فرایند افزایشبھرهوری به جایی رسیدند كه عاملی ھم به نام انسان وجود دارد. ما باید به گونهای از آن استفاده كنیم كه بازده و بھرهوری سازمان افزایش یابد. اینجاست كه بحث رھبری مطرح شد. نكته مھم اینجاست كه اصولاً در فرایند شكلگیری دانش
مدیریت ھدف چه بوده است. ھدف افزایش بھرهوری و تولید بوده است. در فرایند تحقیقات و تكامل دانش مدیریت و در میانهھای راه به اینجا رسیدند كه یك عامل دیگر ھم به عنوان انسان وجود دارد كه در تولید نقش دارد. چكار كنیم كه حداكثر استفاده در تولید از وی به عمل آید. اینجاست كه برای اولین بار مكتب روابط انسانی یا رفتاری به وجود آمد. مكتب رفتار براین پایه بهوجود آمد كه محققان مدیریت برای افزایش تولید، تحقیقات علمی را دنبال میكردند و یكدفعه به نقش انسان برخورد كردند. دیدند كه این انسان ھم نقش دارد. از آنجا به بعد رھبری به عنوان یك توانایی مدیریت مطرح شد؛ بدین معنا كه چگونه از انسان در سازمان استفاده بشود تا بھرهوری به حد كامل برسد. تولید در او ج افزایشباشد. اینجا بود كه مكتبھای رفتاری ایجاد شد. انسانشناسی و نیازھای انسان مطرح شد. نیازھای عاطفی، اجتماعی و آن نظریاتی كه شما آنھا را میدانید با ھمان سلسله مراتب نیازھای مازلو، ت ئوری ھرزبرگ و ...نتیجه این شد كه تولید به او ج خود رسید و تمدن غرب به وجود آمد به علت بھرهوری، كارآیی و استفاده از دانش مدیریت و استفاده از رھبری در مدیریت برای گسترش و به او ج رساندن تمدن مادی؛ یعنی آن چیزی كه ما الآن میبینیم، به ھدف رسیدن با دانش مدیریت. حال، اشكال در اینجا چیست؟ اشكالی كه الآن در تمدن غرب وجود دارد این است كه در واقع انسان نمیتواند از نتایج تلاشھای خود استفاده كند. تناسب نیازھای روحی و مادی انسان از میان رفته است. تعادل جسمی و روحی انسان برھم خورده است. یك مثال مدیریتی میزنم. در بحث مدیریت و سازمان، اصل تقسیم كار را شنیدهاید. این اصل اول وبر است. اصل تقسیم كار؛ آقای آدام اسمیت در اقتصاد آمد و گفت علت ثروت ملل در تقسیم كار است و پنج دلیل ھم در آنجا برشمرد. بعد ھم این نظر وارد ت ئوریھای سازمان شد. بعد اصل تقسیم كار به عنوان اصلی اساسی در سازمان مورد بحث قرار گرفت. حالا این تقسیم كار اشكالش چیست؟ اشكالش این است كه در واقع در روانشناسی صنعتی بحثی به عنوان الیناسیون یعنی از خود بیگانگی انسان مطرح میشود كه انسان به علت تقسیم كار به این عارضه دچار میشود؛ یعنی انسان را بیھویت میكند. در یك كلمه تولید را افزایش
میدھد اما انسان را بیھویت میكند. انسان را از خود بیگانه میكند و لذا امروز آمدهاند برای اینكه مقداری از این عارضه را كاھش
بدھند نظریاتی به عنوان غنیسازی ش غل عرضه كردهاند. چرا این روشھا را به كار میبرند، باز ھم نه به دلیل اینكه انسان از خود
بیگانه شده است بلكه به خاطر اینكه از خود بیگانگی كمتر بر افزایش تولید اثر مثبت بگذارد. بنابراین باز ھم به خاطر انسان نیست،
بلكه برای تولید است كه تاكنون ھم موفق نشدهاند. باز ھم اشكالات در گستره و در سطح خودش وجود دارد. انسان سازمانی تبدیل میشود به انسانی كه فردی به نام آقای آرگریس در ت ئوری رشد یافتگی و رشد نیافتگی مطرح میكند كه انسان برای اینكه از رشد نیافتگی به رشد برسد، ھفت عامل را باید طی كند و زمینه طی این ھفت عامل در سازمانھای امروزی وجود ندارد و لذا سازمانھای كنونی ضد رشد انسان است؛ ضد رشد انسان، نه رشد تولید. نتیجه این از خود بیگانگی انسان و این آثاری كه این گونه مدیریت در انسان داشته این بوده كه انسانھایی به وجود آورده است كه در اصطلاح خود غربیھا یا در اصطلاح آقای تافلر دچار شوك شدهاند؛ یعنی انسان از ماھیت خود خار ج شده است. آثار این شوك چیست؟ مصرف افزایش یابنده انواع و اقسام قرصھای خوابآور و اعصاب، افزایش درمانگاهھای روانی، پناه بردن به مواد از خود بی خود كننده. وقتی كه انسان از خود بیگانه میشود به این حالت مبتلا میشود؛ یعنی در او ج تمدن و تولید مادی این انسان از بین رفته است؛ چرا؟ چون ھدف، تولید بوده است و انسان وسیله. از رھبری در تولید استفاده شده است اما برای ایجاد انگیزشھایی كه تولید را زیاد كند. به اینكه این اصول و این روشھا انسان را از ماھیت خود خار ج میكند كاری نداشتند.
ممكن است شما سؤال كنید كه چرا. مگر این سازمانھا و تمدن مادی را خود ھمین انسانھا به وجود نمیآورند؟ نه. اینھا را آن كسی
كه از افزایش تولید سود میبرد به وجود میآورد؛ یعنی قدرت امپریالیسم و سرمایه دار جھانی كه شاید آن چنانكه در كتاب ھیچكس
حق گفتن آن را ندارد آمده است كه ممكن است گروه اندكی نیز بیشتر نباشند. در واقع اینھا ھستند كه این نظام را بر جامعه غرب
تحمیل كرده و در نھایت ھم به تبع آن به كشورھایی كه اینھا را وارد میكنند. مدیریت اصل، رھبری فرع؛ تولید اصل، انسان وسیله .
اینھا چه مشكلاتی دارد. الوین تافلر محقق و نویسنده معروف آمریكایی میگوید:
آمریكا به رغم دستاوردھای خارقالعادهاش در تكنولو ژی، علم و تولید، كشوری است كه میلیونھا جوان آن با پناه بردن به رخوت و »
لاقیدی ناشی از استعمال مواد مخدر از واقعیت میگریزند. كشوری است كه در آن میلیونھا پدر و مادر با وجود خرفتی و منگی ناشی
از دیدن فیلمھای ویدئو و یا پناه بردن به الكل سعی میكنند خود را فراموش كنند. كشوری است كه در آن فرار از خانواده و مس ئولیت
ش غلی صورت ھمگانی پیدا كرده و كشوری است كه در آن تودهھای مردم، تشویش و نگرانی فزاینده و ھمه گیر خود را با داروھایی
چون میلتون، لیبریوم، و اكوانیل و دهھا داروی مسكن اعصاب و آرامبخش دیگر فرو مینشانند. چنین جامعهای چه بداند و چه نداند،
دچار ناتوانی و ضعف جسمی و روانی است.
دانیل موینیھان، مشاور عالی مسائل شھری كاخ سفید میگوید امروز ایالات متحده آمریكا خصلتھا و خصوصیات فردی را داراست كه
این است نتیجه مدیریت اصل، رھبری فرع، تولید اصل، انسان وسیله. در جایی كه رھبری اصل است «. دچار حمله عصبی شده است و مدیریت فرع، اصل رشد و تكامل انسان است؛ انسان اصل است. وقتی رشد و تكامل انسان اصل شد، دیگر شما نمیتوانید از ھر نوع سازماندھی و مدیریت یا ھر نوع تكنولو ژی استفاده كنید؛ حتی اگر تولید را افزایش بدھد. لذا سازماندھی در نظام اسلامی
متفاوت خواھد شد. سازماندھی به گونهای انجام میگیرد كه انسان به قول آقای آرگریس موانع رشدش در آن سازمان نباشد. اصلاً
چگونگی توزیع اختیارات و سازمانی كه در نظام اسلامی به وجود میآید بر اساس رشد انسان است و لذا انسان زمانی كه در
سازمان قرار میگیرد دیگر احتیاجی به ت ئوریھای انگیزش مازلوُ و ھرزبرگ و اینھا ندارد. چرا تحقیقات دانشجویان ما كه الآن در سطح
كارشناسی ارشد انجام داده و ت ئوریھای مازلو و ھرزبرگ را آورده و در سازمانھای ما تست كردهاند، جواب داده است؛ چرا؟ برای اینكه سازمان و روابط سازمانھایمان به شكلی است كه مدیریت اصل است و رھبری فرع. این باید دگرگون شود و این دلیل است كه اسلام به حكومت نیاز دارد تا این دگرگونی ایجاد شود. مدیریت در رھبری و در نظام اسلامی برای تكامل روح انسان ابزار مادی ایجاد میكند؛ یعنی جسم. پرداختن به جسم ھدف نیست، وسیله است و این طراحی سازمان در نظام اسلامی با طراحی جسم و سازمان در نظام غربی فرق میكند. وقتی ما آن طراحی، ساختار و آن شكل را میگیریم و قصد داریم در جامعه خودمان پیاده كنیم دیگر نباید انتظار داشته باشیم كارمند ما رفتارش در جھت رشد باشد؛ نمیشود و امكان ندارد یا اگر تكنولو ژی را از غرب گرفتیم و آوردیم، این تكنولو ژی انسانی را در ارتباطی قرار میدھد با یك رفتارھای خاص كه آن ھم افزایش تولید مادی را در نظر دارد و انسان را از رشد باز میدارد. لذا امروز بحث در دنیا این است كه این تكنولو ژی باید مدیریت شود؛ چون رھا شده است.رالف كپ كه خود یك دانشمند و

نویسنده است میگوید:
ھیچ كس، حتی برجستهترین دانشمندان حاضر، واقعا نمیدانندكه علم و تكنولو ژی ما را به كجا میبرد. ما سوار قطاری شدهایم كه »
ھر لحظه سرعتش اضافهتر میشود، از راھی پایین میرود كه تعداد نامعینی سوزن خط آھن دارد كه به مكانھای نامشخص و
نامعینی میروند. ھیچ دانشمندی در كابین لكوموتیوران نیست و شاید شیاطین نقش سوزنبان را بر عھده دارند. اكثر افراد جامعه در
واگن آخری ھستند و به عقب سرشان نگاه میكنند. واقعیت ھولناك آن است كه ھرچه به مسأله تكنولو ژی مینگریم، واقعیت امر این
است كه علم و تكنولو ژی ھرگز به معنای مطلق آزاد نیستند. اختراعات و سرعت كاربردشان ھر دو تحت تأثیر ارزشھا و نھادھای
جامعهای است كه آنھا را ایجاد میكند. در كشورھای غربی معیار جلوگیری از پخش برخی نوآوریھای فنّی، و بهكارگیری برخی دیگر
سودآوری اقتصادی است اشكالی كه آقای تافلر دارد این است كه ساكت میشود و نمیگوید كه چه كسی تكنولو ژی را مدیریت میكند. این را نمیگوید. میگوید میرود. چه كسی میبرد؟ به كجا میرود؟ ساكت است. اما در اسلام و نظام اسلامی كه رھبری اصل است سازمانھا و كیفیت تكنولو ژی كه باید به وجود آید باید به شكلی باشد كه بستر مادی رشد انسان را در حركتش به طرف خداوند فراھم بكند و این كیفیتش فرق میكند. این فكر بسیار خطرناك است كه ما بگوییم تكنولو ژی و سازمان جھت ارزشی ندارد. در كتابھای مدیریت امروز و در كتابھای تكنولو ژی، شواھد زیادی دال بر این امر وجود دارد. تكنولو ژی دقیقا برخاسته از ارزشھای حاكم بر آن جامعه است و سازمان ھم ھمینطور. ١ برای رھایی باید دو كار انجام پذیرد ١ ما كه در میان این دو مھلكه گرفتار شدهایم شدیدا نیازمند جنبشی برای بهوجود آوردن تكنولو ژی مس ئول و متعھد ھستیم. ما به گروه وسیعی نیازمندیم كه تحقیقات علمی و پیشرفت تكنولو ژیك را فقط بر اساس گزینش، پیشرفت دھد. این گروه باید اھداف تكنولو ژیكی و مثبت را متناسب با رشد انسان برای آینده تدوین كند. ٢ سازمان بر مبنای رھبری اصل و مدیریت فرع باید به وجود بیاوریم. این ساختارش فرق میكند؛ حال چگونه است نسخه آمادهای وجود ندارد. به عبارت دیگر در نظامھای سازمانی و طراحیھای آن و شكلدھی نظام تكنولو ژیمان باید رشد و توسعه انسان را اصل قرار بدھیم. تولید امكانات فراھم كردن بستر مادی وسیله است؛ یعنی درست عكس جھت غرب حركت بكنیم.
دعوای ما با غرب ھمین است؛ یعنی ما میگوییم انسانھا باید نجات پیدا بكنند، آنجا( سرمایهداری) میگوید نه بگذارید من اینھا را به
استثمار بكشم. تولید افزایش پیدا كند و در نتیجه سود من زیاد شود. تنھا آنجا ھم نیست، كشورھای دیگر را ھم با حكومتھایی كه
تعیین میكنند كه شما در كتابھا مطالعه كردهاید اینھا چه اختاپوسی ھستند كه حتی حكومتھا را در كشورھای مختلف در اروپا در
روسیه در جاھای دیگر تعیین میكنند. اینھا میگویند: بگذارید ما از انسانھا به عنوان برده استفاده بكنیم؛ منتھی بردهھای مدرن و
پیشرفته. اسلام میگوید اینھا باید رھا و آزاد شوند. باید به حق استفاده از اختیار خود برسند. قدرت سرمایهداری تمام نیروی خویش
را به كار میبرد تا این ندا و این مسأله تحقق پیدا نكند؛ لذا كار بسیار مشكلی در پیشداریم.
پاورقیھا:
در مجله اقتصاد و مدیریت شماره ١٣ «؟ آیا ت ئوریھای رھبری، سازمان، و انگیزش غربی جھان شمولند » ١- به مقاله نویسنده با عنوان
مراجعه شود.
منبع:فصلنامه مصباح ، شماره ١٩
نویسنده:عباس محمدزاده

  انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۴               تعداد بازدید : 119

برچسب های مهم


مطالب تصادفی

  • پاورپوینت آموزشی مديريت استراتژيك
  • روش اجرایی ممیزی داخلی و فرمها  با doc
  • پاورپوینت آموزشی الگوبرداري  benchmarking
  • روش اجرایی ، دستورالعمل و فرم های نگهداری و تعمیرات فایل ورد doc.
  • فایل ورد دستورالعمل و فرم های نظام پیشنهادات doc.
  • نیروسنج دیجیتالی تایوانی مدل 5100 لوترون
  • متر لیزری شرکت استاندارد هنگ کنگ مدل LDM-100

با ارائه فایل ها و پاورپوینت های آموزشی متنوع در زمینه پیاده سازی و آموزش سیستم های مدیریت کیفیت ایزو در خدمت شما عزیزان هستیم. امیدواریم با ارائه نظرات ارزشمندتان ما را در این راه همراه باشید با سپاس فراوان گروه آموزشی سینا